*همایش دولت و تضمینات مربوط به حقوق اجتماعی،اقتصادی وفرهنگی* دكتر كاتوزیان: ابهام در واژه عدالت همچنان وجود دارد عدالت را نمیتوان در زندان تاریخ محبوس كرد

دكتر ناصر كاتوزیان كاتوزیان با بیان اینكه ابهام در واژه عدالت همچنان وجود دارد، اظهار كرد: ابهامی كه در متن عدالت وجود دارد اشكالاتی ایجاد میكند و هر كس فكر میكند كاری كه میكند عادلانه است و تمام تلاش من این است كه نشان دهم چطور میتوان پرده از این ابهام برداشت.
به گزارش ایسنا، این استاد برجسته دانشگاه در همایش دولت و تضمینات مربوط به حقوق اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دربارهی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی یا گامی به سوی عدالت، عنوان كرد: آنچه در حقوق اهمیت بیشتری دارد انسان، خواستهها و خوشبختی اوست و مقصود من در درجهی اول ترغیب قضات، قوهی قضاییه و مقنن است كه عدالت را به عنوان یكی از ارزشهای قابل اعتماد در حقوق مورد توجه قرار دهد.
كاتوزیان با طرح این سوال كه عدالت چیست و آیا ضابطهای برای آن وجود دارد یا نه؟ عنوان كرد: ما در حقوق دو ارزش داریم كه خیلی مهم هستند. اول ارزش نظم و دوم ارزش عدالت است.
وی ادامه داد: ارزش نظم را هیچكس منكر نیست. جامعهای كه منظم نباشد هیچ چیز آن قابل محاسبه نیست و از لحاظ علمی نیز قابل مطالعه نیست. منظور از نظم این است كه جریان امور طبق قاعده انجام شود و برخی فلاسفه مانند افلاطون عدالت را به معنای نظم تعریف كردند.
این استاد حقوق دانشگاه تهران در ادامه، گفت: نظم هنگامی برقرار است كه قوایی كه در قانون اساسی پیشبینی شده هر كدام به كار خود بپردازند. طلبكار بداند وقتی طلبی از دیگری دارد ولو اینكه طول بكشد به طلبش میرسد و بدهكار بداند فرار از ادای دین او را به جایی نمیرساند. نظم در خانواده، اقتصاد و امور اجتماعی لازمهی هر جامعهی مدنی است.
كاتوزیان با بیان اینكه در مورد ارزش عدالت تردید وجود دارد، عنوان كرد: باید ببینیم آیا حقوق با عدالت رابطهای دارد یا خیر؟ این بحث باعث شده تردیدی در ایجاد عدالت و اثر عدالت در حقوق پیدا شود. به طوری كه مرا در سالهای اول هنگامی كه صحبت از عدالت میكردم مسخره میكردند و میگفتند عدالت را هر كسی به نحوی فرض میكند. حقوق ما یك حقوق منطقی و ریاضی است و تعدادی متن وجود دارد كه از آن موادی استخراج و استنباط میكنیم این هم منطقی است اما این منطق لطافت و شرافت را از حقوق میگیرد كه ریشهی آن در حكومتهای استبدادی بوده كه در ایران وجود داشتهاند. ما عادت كردهایم اطاعت كنیم و اگر مستبدی نباشد قانون را به جای آن میگذاریم.
وی ادامه داد: حذف ارزش عدالت از حقوق چنین حالتی ایجاد میكند. برخی كه بسیار افراط میكنند میگویند باید فقط به متن پرداخت مانند اخباریون در فقه. اما كسانی كه مقداری بازتر فكر میكنند میگویند عقل آنچه از قانون استنباط كند همان است كه قانونگذار میخواهد. ارسطو نیز چنین تقسیمبندی ارایه كرده بود كه عدالت را به طبیعی و قانونی تقسیم میكرد و معتقد بود كه عدالت قانونی را باید از متن قوانین استنباط كرد.
این استاد حقوق دانشگاه تهران در ادامه، گفت: كسانی كه به عدالت رو میآورند فكر میكنند انسان به عنوان یك موجود متفكر در اجرای قوانین باید نقش داشته باشد و هدف همهی قواعد باید رسیدن به عدالت باشد. اولین كسانی كه صحبت از عدالت و حقوق كردند آنها را به عنوان دو همزاد میدانستند. حتی آدمهای عادی و سیاستمداران این واژه را استفاده میكنند كه در برخی مواقع برای توجیه كارشان است.
وی در ادامه خاطرنشان كرد: اگر رسیدن به یك ارزش دشوار بود نباید ما را ترغیب به صرفنظر كردن از آن كند. مگر رسیدن به متن قوانین دشوار نیست؟ همهی اختلافات در سلسله مراتب اجتماعی و قضایی حل میشود.
این استاد حقوق دانشگاه تهران، در ادامه به تعاریف عدالت پرداخت و گفت: افلاطون عدالت را این میداند كه هر چیزی در جای خود قرار گیرد. در طبیعت انسان قوهی غضب، شهوت و عاقله وجود دارد. ای كاش این نصیحت افلاطون آویزهی گوش همهی ما و دولتمردان شود كه «هر كس به كاری بپردازد كه صلاحیت آن را دارد نه به كاری كه حقوقش بیشتر است».
كاتوزیان با بیان اینكه علیرغم این تعاریف ابهام در واژهی عدالت همچنان وجود دارد، عنوان كرد: ارسطو عدالت را اینطور بیان میكند كه حق هر كس را آنچنان كه شایسته است بدهیم و معنای عامی برای آن قائل است كه تمام فضائل را عدالت مینامیم. سیسرون معتقد است كه حق هر كس را چنان كه شایسته است باید به او داد به شرطی كه به نفع عموم لطمهای وارد نشود اما ابهام با این تعاریف همچنان باقی میماند. حقوقدانان و جامعهشناسان تعاریف دیگری برای عدالت بیان میكنند.
وی در ادامه با اشاره به اندیشههای«دوگی» كه یكی از اشخاص مشهور در زمینهی حقوق عمومی در فرانسه است، عنوان كرد: دوگی معتقد است عدالت مفهومی است كه انسان در مقابل پدیدههای اجتماعی آن را در ضمیر خود احساس میكند. این تعریف دو نتیجه دارد اول اینكه عدالت پدیدهی اجتماعی است و دوم اینكه مردم آن را عادلانه بدانند.
این استاد حقوق دانشگاه تهران، ادامه داد: دوگی در توضیح مفهوم مردم با مفهوم وجدان اجتماعی مخالفت كرده و آن را مجرد و ذهنی میداند و معتقد است آنچه وجود دارد اكثریت مردم هستند. پس آنچه اكثریت مردم عادلانه بدانند عادلانه است
كاتوزیان با بیان اینكه ارسطو اعتقاد داشت كه برده باید همیشه برده بماند، گفت: اكنون نمیتوانیم قضاوت كنیم كه ارسطو آدم ظالم یا غیر اخلاقی بوده است. عدالت را نمیتوان در زندان تاریخ محبوس كرد و نمیتوان گفت عدالت همان است كه شرع یا قانون گفته و ما دیگر حق نداریم دربارهی آن سخن بگوییم. باید آنچه را مردم عادلانه میبینند قبول كرد.
وی ادامه داد: برخی سیاستمداران از این موضوع پیروی كردهاند مثلا برتراندراسل معتقد است اگر عدالت اجرا شود كمترین نارضایتی را در میان مردم ایجاد میكند. نوشتهی نویسندگان دربارهی عدالت به اینجا ختم نمیشود. برخی معتقدند رسیدن به نظر اكثریت مردم مشكل است. برخی دیگر میگویند عدالت یك مفهوم اخلاقی است و اخلاق در جامعه تفاوت میكند و عدالت را باید از زبان كسانی شنید كه در آن تخصص دارند. قضات طبقهی منتخب جامعه برای تمیز عدالت هستند و آنچه قاطبهی قضات در وجدانشان حس میكنند آن عدالت است.
این استاد حقوق دانشگاه تهران، با بیان اینكه عدالتی كه حقوقدان به آن میرسد مثل عدالتی كه فیلسوف به آن میرسد آزاد نیست، عنوان كرد: باید دغدغهی عدالت در ذهن شما باشد وگرنه برای رسیدن به عدالت همان قانون را اجرا خواهیم كرد.
وی در ادامه به توضیح یكی از پروندههایی كه خود مستقیما به قضاوت آن پرداخته اشاره كرد و گفت: در پروندهای دو ماشین تصادف كرده بودند و خسارت بسیار بالا بود. افسر خسارت یك طرف را مشخص كرده بود، طرف زیاندیده به دادگاه مراجعه كرد و مطالبهی خسارت كرد وكیل خوانده دفاع كرده بود كه مطابق قانون مدنی اگر شئی صدمه ببیند و بتوان آن را به صورت اول درآورد باید مثل آن را داد. دادگاه این استدلال را پذیرفته بود. من در دادگاه تجدیدنظر بودم. اگر فقط میخواستم به قانون رای دهم آن را تایید میكردم. تایید رای سادهتر از شكستن رای است مثل دیوان عالی كشور ما كه استدلال نمیكند و نقش واقعی خود را فراموش كرده است و حتی مطالب اصحاب دعوا را در آنجا ذكر نمیكند. در حالی كه دیوان عالی كشور باید هادی و مرشد قضات پایینتر باشد.
كاتوزیان در ادامه گفت: من فكر میكردم این ظالمانه است كه هر كس ماشینش صدمه ببیند تا زمانی كه به نتیجه برسد و خسارت را دریافت كند خود آن فرد متقبل هزینههای بسیاری میشود و این نقض غرض است و من باید فكر دیگری میكردم. در
جست وجوهایم به مادهی سه قانون مسوولیت مدنی برخوردم كه طبق آن كیفیت پرداخت خسارت را قاضی هرگونه صلاح بداند تعیین میكند. اگر كسی دغدغهی یافتن راهحلی داشته باشد در 80 درصد موارد به نتیجه میرسد.
وی در پایان خاطرنشان كرد: مواردی كه قابل تفسیر است و قاضی میتواند با تفسیر مناسب به عدالت برسد را نباید از دست داد.
|